صفحه ها
دسته
مژده..!!؟
دوستاي با محبتم
دوستاي مهربون تر از خودم
پيـوند ها ي تبياني
خارج از تبيان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 14002
تعداد نوشته ها : 20
تعداد نظرات : 110
Rss
طراح قالب
محمد محمدي

 

سلام دوستاي خوبو با معرفتم

هيچ وقت فكر نميكردم بشه اينجا چنين دوستايي پيدا كرد ولي تو اين مدتي كه اينجا بودم فهميدم اينجا ميشه حتي بهترين دوستارو پيدا كرد، دوستايي كه شايد تو واقعيت پيدا كردنشون خيلي سخت تر از اين باشه

نمي دونم چجوري بگم مي خوام برم.. اصلا دلم نمياد بگم، تو اين مدتي كه نبودم هميشه به اين اميد كه بازم بيام پيشتون و اينكه دوباره روزاي قشنگي رو با هم باشيم بودم

 واسه همين بود كه هرجند وقت نداشتم بيام ولي ازتون خداحافظي نگرفتم ولي حالا ديگه  بايد كوله بار خاطراتمو ببندمو برم...

تورو خدا ازم دلگير نباشيد و حلالم كنيد اگه يه وقتايي اذيتتون كردم بهتون سر نزدم بي معرفت بودم...

يادش بخير اون روزا با كلبه ايي ها.. سياوش، سارا،علي، دوستم آقا شادمهر و مهدي جون كه در حقشون كم لطفي كردم،

 اميررضا، سامان، قائم، آقا هومن تئورست نميدونم شايد وب زده شايدم ..الان خدا ميدونه كجاستو چيكار ميكنه...، و بقيه دوستان كه لينكشون اينجا هستو اگه بخوام تكتكشونو اسم بيارمو يادم بياد اون روزا ديگه اشكم در مياد.. اونايي كه يه روزي با هم رفت و آمدي داشتيم حتي كسايي كه شايد به اندازه ي نظر دادن همو مي شناختيم...

دلم واسه همتون تنگ ميشه اونم خيييييليCryCryCry...

اصلا دوس نداشتم يه روزي خداحافظ بگم ولي حالا مجبورم چون وقتشو ندارم فكرم مشغوله و سرگرم درسو دانشگاهو كارو زندگيم،

حـــلــا لـم كنيد

 

دسته ها : سلام آخر
چهارشنبه 31 1 1390 18:39



یه ذره دلش واسم نمیتنگه، معلوم نیست کجاست !؟
گوشیشم که اصلاً جواب نمیده، هر چی اس هم واسش فرستادمم انگار نه انگار..
شاید بازم گوشیشو داده دسته دوستش ولی حداقل نمیتونست بیاد بگه بازم ..
اصلاً واسش مهم نیستم، دوستش از من مهم تره ..
خیلی بی انصافی..
اگه از دستم خسته شدی یا ناراحتت کردم، اگه می خوای یه مدت نیایی، نباشی، اگه نم..
حداقل میگفتی ، اصلاً نمیگه نگران میشم؟
منم دل دارم دلم تنگ میشه ..
یادته قبل از این که بری دانشگاه میگفتی کم میام پیشت، میگفتی خودت که بری دانشگاه زیاد میایی پیشم واست فرقی نمیکنه..
میگفتی تو یه شهر غریب دور از خونوادت به جز من هیشکی رو نداری..
ولی حالاتو ببین این ترمی که گذشت .. 
واسه خودت دوست پیدا کردی باهاشون می گردی می خندی خوش میگذرونی ول من چی ..
نگم از من بدتر شدی بهترم نبودی..
این مدت که رفته بودی پیشه خونوادت حالام که دوباره ترم جدید شروع شده


دسته ها :
يکشنبه 17 11 1389 17:24

سلام به همه 
بالاخره مسابقه با تمام سختیایی که داشت به خوبی و خوشی برگذار شد البته با یه روز تاخیر!
برای اولین دوره به نظر من که خوب بود، سره جمع 10 تیم شرکت کردن
مرحله اول به خاطر حاضر نبودن تیم ها با تاخیر برگذار شد که 2 تیم به دلیل مشکلات فنی انصراف دادن و دو تیم هم نتونستن مسیرو کامل بزنن
خلاصه 6 تیم به مرحله بعد راه پیدا کردن و تونستن مسیر مرحله اولو کامل بزنن که امید ما هم تونست و رتبه ی چهارمو به دست آورد، واسه ما که خوب بود خلاصه مرحله اول به خوبی وخوشی تموم شد.
اما مرحله دوم، حالا دیگه استرس بیشتر شده بود منو که نگو... 
استرس من به این خاطر بود که برنامه امید کامل نبود و یه قسمت مسیرو نمیتونست بزنه، وای..
از این ور بدو از اونور بدو دنبال برنامه ..
به هر حال تمام تلاش خودمو کردم ولی.. 
نشد خب

کلا تو این مرحله 2 تا از مسیریابا تونستن مسیرو کامل برن و مسیر یاب سوم با این که تو تست تونست مسیرو کامل بره ولی نتونست رکورد بزنه، خلاصه مسابقه با تمام خاطراتش تموم شد من اینجا از تمام شرکت کننده های عزیز تشکر میکنم و امیدوارم اگه کمو کسری بود به بزرگی خودشون ببخشن.

ولی اصل کاری یه نفره که می دونم تو این مدت خیلی بهش سخت گذشت واقعا شرمندشم...
کسی که تو این مدت مدت واقعاً میگم دوریمو کم توجهیمو با مهربونیو عشق تحمل کرد، خیلی به گردنم حق داره امیدوارم بتونم جبران کنم،
فقط یه چیز مونده بگم
خیلی دوسش دارم..
قربونه همه فعلا.


دسته ها :
چهارشنبه 31 6 1389 21:52
سلام به همه ی دوستای گلم خوفید خوشید ؟ نماز روزه هاتون قبول میدونم از دستم دلخورید چون بهتون نمیسرم شرمندم، ببخشید ولی با این اوضاع واحواله من چاره ای نیست... خب دیگه وقتشه ..؟! راستش ما، منظورم من و چند تا از همکلاسیا و هم دانشگاهیام داریم رو چند تا روبات تعقیب مسیر کار میکنیم که تا این لحظه خوب پیشرفتیم و جای امید هست ... گفتم امید اسمه روباتمون امیده البته فعلا که بیشتر دور خودش میچرخه تا مسیر..!؟!؟ خب تو همین زمینه بچه ها تدارکات یه مسابقه رو دیدن که قراره آخر تابستون برگذار بشه که البته میزبانی اون با دانشگاست، یکی نیست به ما بگه آخه شما هنوز یه ربات دله درست درست نکردید این... حالا.. به هر حال وظیفه ی من دعوت از کسایی که تو این زمینه فعالیت دارن که منت رو سر ما بذارن بیان تو مسابقه شرکت کنن تا ما هم بتونیم از تجربشون استفاده کنیم. چون امسال اولین سال برگذاری مسابقس ممکنه تیم های زیادی شرکت نکنن ولی اگه بیاید ما خیلی خوشحال میشیم البته خب به همون دلیل باید بگم امیدی به امکانات دانشگاه نـ ... به هر حال اگه اومدید قدمتون روی چشم تمام سعیمونو میکنیم که بهتون بد نگذره. مسابقه قراره 29 شهریور برگذار شه که البته ممکنه یکی دو روز اینور اونورم بشه برای اطلاع بیشتر از نحوه برگذاری ، قوانین مسابقه و جوایز و همچنین برای ثبت نام باید به این آدرس که بچه های خودمون زدن مراجعه کنید: www.luRobotic.tk واسه ثبت نام تو مسابقه باید تو قسمت عضویت سایت عضو شید و اخبارو دنبال کنید، خب من بازم از دوستای گلم که به یادم بودنو اومدن تشکر میکنم و امیدوارم منو ببخشن.
دسته ها :
شنبه 6 6 1389 14:23

 

سلام به همه ی دوستان..

خوبید ؟ خوشید ؟ در چه حالید؟

امیدوارم تا اینجای تابستون بهتون خوش گذشته باشه

خصوصا به بچه کنکوریا که کنکورشونو دادنو این روزا منتظر نتیجن ، نگران نباشید یشاا..  یه دانشگاه خوب قبول میشید بعد  به ما می گید جاتون خالی..!!

منم خوبم بخشید اگه دیر به دیر میام امتحانام که تموم شد با اجازتون خدا یه سفر خیلی خوب نصیبم کرد ...

جای همتون خالی ...

بعدشم به دلیل اینکه این داداش کوچیکم کامپیوترو تصاحب کرده بود نتونستم بیام ( پیشه خودمون بمونه الانم یواشکی اومدم ) خلاصه اینکه اینجوری شده وضعیت ما خوشبحال قدیمیا که داداش بزرگه حرفش برو داشت اجازه وسایلشو داشت... بماند..

الانم که نسبتا وقتم پره آخه دارم یه کارایی می کنم ،  چه کار ؟!

نه نمی گم،  اول شما باید بگید دارید چه کار می کنید چجوری خوش می گذرونید یا بد!

منتظرما اگه می خوایید بدونید بیایید بگید، اگرم واستون مهم نیست خب  ..

 

دسته ها : از جنس خودمون
پنج شنبه 7 5 1389 13:13

دارم حس میکنم کنارمی 
با مهربونیات، تو خاطرمی
ستاره های شـــب هــام
با حضـور تو پر نور تره
 با حس وجودت، سپیده
طلوع دلـم با محبت تره
 صـدات، آوازه زندگیمه
نفست، نسیم خوشبختیمه
بیا سرتو بذار رو شونــم
جا بذار خستگیاتو رو جونم
کاش بدونی چقدر تنگه دلم
از دور‌‌‌‌‌‌‌‌ی تو بی قراره نگـام
کاش بشه بگیرم دستای نازتو
کاش بشه بیامو ببینم فرشتمو

سلام به همه ی دوستای گلم، خصوصا به اونایی که فراموشم کردن ..
امید وارم حالتون خوب باشه...
من هفته ی دیگه امتحانام شروع میشه، می خواستم بگم اگه منو قابل دونستید یه دعای کوشولو هم واسه این بنده ی بد بکنین همین ..
منم واستون دعا می کنم...
خب خیلی ممنون که سر زدید
با آرزوی عشق

چهارشنبه 19 3 1389 13:1
سلام به همه ی دوستای گلم 
امیدوارم که ایام به کامتون باشه ، این پستو واسه این زدم که دیگه واقعا از دسته تبیان کلافم!! خسته شدم!!!

باور کنید من به یاده تک تکتون هستمو و تو این مدتم به همتون سر زدم ...
ولی هر کاری کردم نتونستم نظر بدم همش میزنه کد امنیتی صحیح نیست ...
دیگه اعصابم بهم ریخته !!

گفتم شاید زود بر طرفش بکنن ولی الان دیگه خیلی وقته اینجوریه معلوم نیست دارن چی کار می کنن ...

نکته ی جالبشم اینجاست که همه اینطوری نیستن؟؟؟؟

 همونطوری که شما می تونید واسم نظر بذارید ولی من نه !.
خلاصه من از همتون هم از طرفه خودم و هم به جای تبیان عذر می خوام..!!
راستی تا یادم نرفته می خواستم از یه نفر که خیلی دوسش دارم بخوام که منو به خاطره اتفاقای امروز ببخشه و نگرانم نشه
... همش تقصیره همونی که خودمو خودش می دونیم !!

خب دوستان من از همین جا ساله نو رو بهتون تبریک می گم ایشاا.. که به همتون حسابی خوش بگذره....

بازم ببخشید که می خوام برم، خودمم دلم نمیاد ولی نمیشه از یه طرف کارای تبیان و از طرفی هم درس...

حالا البته شاید دوباره بیام ولی حداقل تا بعد از تعطیلات نیستم.
قربونه همتون و
با آرزوی عشق  


دسته ها :
جمعه 21 12 1388 23:50
قفسه دلمو شکستم در آرزوت نشستم
تمام غرورمو شکستم زیر پات گذاشتـم
شدی حس آرزوهام دلتنگی عاشقانم
تنها آرزوی صادقانم بی قراری صبورانم
دلم تنگ دوریه بی قراره جداییه و فاصله
غم تنهایی تو تموم آرزو هام موج میزنه
تو این شبای مهتابی تو آسمون آفتابی
ستارم، خورشید و ماهم تویی به تنهایی
حس عشق و جنونم بی تو یه دیوونم
سرد و تنهام توی وجودم تویی جنونم
وقتی دلتنگتم دلتنگ دستای مهربونتم
دلم پر می کشه بدون تو آسمون قلبتم 
بهترین خاطره ی زندگیم تمومه آرزوم
بیا بشو تموم عشق و تنهاترین آرزوم

دوشنبه 28 10 1388 14:51

چرا اینقدر ما رو منتظر می خوایی

بخاطرگناهامون یا کارامون نمیایی

آخه دیگه سر اومده انتظارامون

این روزا خیلی ها رنگیه کاراشون

یکی قرمزه یکی سبزه یکی آبی

تو که می دونی صراط کدوم یکی  

بیا ما رو به خدامون هدایت کن 

بیا نگاه به این درد و دلامون کن

می دونم ما لیاقتمون نیست ولی

تو بیا با مهربونیت لیاقتمون کن

 

پنج شنبه 24 10 1388 10:25

          به این سو وآن سو پر کشیدمی    از سر امید خویش دل بریدمی
         نمیدانم برای چه چگونه بگذرانم     سرنوشت را در کدام امید بنهانم
       سرگشته و بی افسار به ره برفتم    نا امید و بی فروغ بر می نشستم
    به خیال خویش سرنوشت را نوشته    در احوال خویش گمگشته را یافته
           این دل نه غم ونه غصه کشیده    به فکر بوی موی دوست نبوده
              مرا ز احوای خویش آگاه کنید    مرا به باران بندگی سیراب کنید
            آخر آن سرگشته را افسار کنید   دل دلبریده را با دلبر تیمار کنید
                  از ســر تقصیرم زود گذر کن    به خواست خود مرا دلبرم کن
             سایبانکم را با نگاهی بنا کن    بیابانکم را با محبتی آشیان کن
             دلـی که چون تویی دلبر ندارد    از عشـق و محـبـت خبر ندارد
             دلی که از معشوق خبر ندارد    زدیوان عشقو جنون سهمی ندارد
            خدایا سهم ما را چنان قرار ده    که ما را در آن سهم سرنوشتی به
                خدا یا دل ما را مجنون کن     قبل از هر عشقی خود را قرار ده
دسته ها : از سر تنهایی
چهارشنبه 16 10 1388 1:1